تولد بنیادی برای کتابخوانی و پژوهش در ایذه


تولد بنیادی برای کتابخوانی و پژوهش در ایذه

کتابخانه پژوهش های تاریخی ،فرهنگی و مذهبی قوم بختیاری با هدف گردآوری وسازماندهی منابع مکتوب پیرامون تاریخ ،فرهنگ و مذهب  در قوم بختیاری و ارائه آن به پژوهشگران و علاقمندان  زیر نظر «نهاد کتابخانه ها »در ایذه  شکل گرفت .

این کتابخانه ضمن سازماندهی منابع مکتوب و با راه اندازی وبسایت سامانه «کتابخانه مجازی» ، برآن است تا این منابع را در اختیار پژوهشگران مشتاق قرار دهد. ناگفته پیداست یکی از چشمگیر ترین کمبود های فرهنگی قوم بختیاری ولور،منابع مکتوب می باشدچرا که فرهنگ این قوم بیشتر  به صورت شفاهی بوده است ...این بنیاد جایگاهی برای مطالعه و دسترسی سریع و ارزان به منابع مکتوب موجود خواهد بود  تا اهالی قلم دیگر در بند یافتن اسناد ومراجع نباشند و خواسته های خود را همیشه در دسترس ببینند.

در این کتابخانه هزاران کتاب وسند و نسخه (PDF) آنها ،دسته بندی و دارای   شناسه و شناسنامه  برای جستجو و... می گردند.استقبال اهالی قلم و فرهنگ در اهداء کتاب و اسناد شخصی خود به این کتابخانه  مایه شگفتی و افتخار دوستان گردیده است .نویسندگان بزرگی از دیگر شهرها واستانها ضمن تائید این حرکت فرهنگی و اظهار علاقه و همکاری ،خواستار ایجادو بنیاد نمونه هایی این چنین در دیار خود شده اند .

تا وه کی ... سرودهای از :امید داوودی


وا شاعرون دیار

تا وه کی ... سرودهای از :امید داوودی

بختیاری؛مندنه سی بخت یاری تا وه کی؟         چاله مون بی تش اویده،بی بهاری تاوه کی؟

آستاره بخت تو رهد و گورهده پشته اور/         / ایی گوروهدن،دی نویدن وادیاری،تا وه کی؟

تا وه کی وا فنده دشمن ایل و مالت تار اوه؟     دی نزیدن گاله و رهدن هیاری تا وه کی؟

ننگ سی تو،اربگوی طافم وه طافت سر،تره//ایی تنا دادن وه یک،بردن وه خواری،تا وه کی؟

تش و تیره ایل و طافه، سی ایشنیدن یکه//  کس و کار یک اویم،بی کس و کاری تا وه کی؟

وا که تیگ مون بو،وه افتو،وانظرمون بو بلند//کِی لورن گپ و کوچیر که؟هفت و چاری تا وه کی؟

کُل ایل بختیاری دی نداره یه سوار//مین ری سردار اسعد،شرمساری تا و کی؟

ار یه خا غیرت کنیم،هر یک تریم نادر، اویم//    فیسه باوامون گره یه قندهاری تا وه کی؟

سی گرهدن ملک کوروش، وا کمیت زین کنی// سر خره  در دادنه سی وار پاری،تا وه کی؟

وا برومنی توو نفاقن،دار توسه تش بنی//    مندنه سی کر پلی یا وا دیاری،تا وه کی؟

بخت ایما مین یونه،که دس یاری یک بوییم// اندی ایی گوهدن وه یک، کر بختیاری،تا وه کی؟

تا چه وقت!

بختیاری،در آرزوی آمدن شانس بودن تاچه وقت؟آتشدان خانه بی آتش شد،بی بهاری تا کی؟

ستاره بخت تو رفت و پشت ابر پنهان شده //این پنهان کاری و آشکارنشدن تابه کی؟

تا چه زمان با مکر دشمن مردم و ماوایت تار شوند//فریاد و بانگ همراهی نزدن تا به کی؟

ننگت باد اگر بگویی طایفه ام از طایفه تو سر تر است /این تمسخر و  خواری بردن تا به کی ؟

باید پیشانی به آفتاب و نظر بلند باشیم// چه کسی لور را بزرگ و کوچ و هفت و چهار کرد

کُل ایل بختیاری دیگر  یک مرد جنگی ندارد!!  به درگاه سردار اسعد، این شرمساری تا به کی؟

برای حفظ ملک کوروش باید کمیت را زین کنید// عذر آوردن و واپس گرایی تا به کی؟

باید آوار کنی خانه نفاق را ، دارایی ایش را آتش زنی //منتظر  پیدا شدن یلی ماندن تا به کی ؟

اقبال ما دراین است که دست یاری به هم دهیم //وگرنه به هم گفتن «کر بختیاری» تا به کی ؟

 

 شعركودكان در فرهنگ ادبی قوم بختياري-  اسكندر مقصودي


سرایش(شعر) هنری است که پیوسته در هر جا و گاهی، ایل و مال را همراهی می کند. تا آنجا که گفته اند: مردمان اين سرزمين (بختياري)، با ترانه ای زاده می شوند و با ترانه ای جانسوز از این سرا می ر وند.

 گویش و ساختار این سروده ها به شمار شاخه و بار زندگی، گونه گون و رنگارنگ است. بازی کودکان با سروده ای ویژه جان می گیرد. همه بختیاریان شعرهای دوران کودکی خود را به یاد می آورند. آنگاه که دوستان را برای در کنار هم بودن و بازی فرا می خواندند:

                             بَردِه گَهپ،بَردِه کوچیر،تِیلِه یِه جُازِی     بَچه یَل، شوم،نخورین،بِیوین،رِیم،وِه بُازِی

ادامه نوشته

اسب در فرهنگ و ادبیات قوم لور -  دكتر اردشیر صالح پور


اسب از ریشه «اس» به معنی دونده و تیزتك است. زیرا اسب تیزتك ترین جانور اهلی است. ریشه واژه سواری هم در واژه اسب است و در اصل اسب باری بود كه بر اثر تحولات زبان شناختی به مرور زمان به صورت سواری درآمد.» (۱)اسب كه آن را نمادی از نجابت و زیبایی ذكر نموده اند یكی از پرنقش ترین و اصیل ترین حیوانات اهلی در دنیای اساطیر ایران باستان به شمار می آید.
ایرانیان باستان همان گونه كه برای خود و خانواده خویش از اهورا مزدا طلب نیكی می كردند، برای اسب خود نیز نیرومندی می خواستند. در اوستا از اسب به عنوان یكی از برگزید ه ترین حیوانات نام برده شده و حتی برای معالجه و نیك نگاهداری از آن نیز دستوراتی آمده است(۲) و این نشانه ای از پاكی، اصالت و اهمیتی است كه در فرهنگ ایرانی برای این حیوان قائل بودند. اهمیت اسب در دنیای اساطیر ایران تا به آن اندازه است كه هر ایزد دارای گردونه های زرین و اسب های تیزتك بود. همچنین در «یشت »ها نیز است به قربانی كردن اسب این گونه اشاره شده است:

«از برای ناهید، هوشنگ پیشدادی، در بالای كوه هرا (البرز) صد اسب و هزار گاو و ده هزار گوسفند فدا كرد و از او خواست كه در همه كشورها بزرگترین پادشاه گردید.»(۳)
حضور اسب در فرهنگ و تاریخ كهن ایران در جلوه های گوناگونی متجلی است. آن گونه كه بیشتر كتیبه ها، سنگ نبشته ها، الواح سیمین و زرین دوره هخامنشی گواه اهمیت و توجه خاص به این حیوان زیبای اساطیری است و در كتیبه های گلی دوره داریوش نیز نام اسبهای عالی كشور ایران عنوان شده است.

اسب همچنین در فرهنگ اسلامی نیز مقام و جایگاه ویژه ای دارد.
این توجه و اهمیت به اسب، به دامنه موسیقایی اقوام مختلف ایرانی نیز نفوذ كرده است و از آنجایی كه اسب و سواركاری در زندگی و فرهنگ مردمان نواحی مختلف ایران اهمیت و كاركرد ویژه داشته و این حیوان همواره در جنگ ها و سور و سوگ ها بهترین همراه و همدم مردمان بوده است، بخشی از مقام های مهم در موسیقی برخی از اقوام ایرانی به جلوه های حضور و نقش زیباشناسانه اسب اختصاص یافته است.
آنچه در این پژوهش مختصر می آید نگاهی است گذرا به حضور زیبا و پراهمیت اسب در آواها و ترانه های اقوام مختلف ایران:

اسب در پهنه ادبیات و فرهنگ قوم تركمن از جایگاه و منزلت خاصی برخوردار است و در زندگی مردمان این سرزمین نقش مهمی را ایفا می كند.
مردمان تركمن به اسب عشق و علاقه وافری دارند. آنان برای این حیوان زیبا و كارآمد پوشش های مخصوصی همراه با زیورآلات كه گاه نیز به آب طلا مزین شده است، تهیه می كنند كه این خود نشانگر از عشق و اهمیت و توجه خاص مردمان سرزمین تركمن به اسب است. اسب برای مرد تركمن به منزله همسفر و همدم به شمار می رود، آنان می گویند:
           آت آدمینگ قاناتی دیر     (اسب بال و پر انسان است)

در فرهنگ موسیقایی قوم تركمن نیز توجه و اهمیت به اسب به زیبایی تمام نمود یافته و جلوه گر است. آن گونه كه یكی از مقام های موسیقی پررمز و راز این سرزمین، مقام «آت چاپان» است كه درباره اسب و چابك سوار سخن می گوید. در این مقام موسیقایی صدای سم اسب بر اثر برخورد با پنجه نوازنده بر روی كاسه دو تار به وضوح شنیده می شود و ناله های حزن انگیز كمانچه یا «قیچان» و حركات آرشه صدای وزش باد را در دشت های پهناور تركمن برای شنونده تداعی می كند. (نكته جالب توجه اینكه در گذشته، آرشه كمانچه تركمنی را از موی یال و یا دم اسب می ساختند و این نیز یكی از طرق بهره مندی از این حیوان كارآمد است).

مرد تركمن از تداوم صدای موزون و متنوع سم اسبان بهره برده و از این طریق بخش موسیقی سازی این سرزمین به این امر اختصاص یافته است كه عبارتند از:

مقام جنگه را Jangara یا سوار بازی یا سوار هو:

این مقام یكی از كهن ترین مقام های حماسی در موسیقی لری است كه همراه با نوای سرنا و دهل اجرا می شود. در گذشته این مقام موسیقایی در هنگام جنگ برای ایجاد روحیه و ترغیب و تشویق جنگاوران نواخته می شد و سپاهیان جنگاور با نوای مقام «جنگه را» در هم آمیخته و نبرد اوج می گرفت.
اناران مشكنتیوكی ایما انار حریم //سوزكیاونه زین كنیتو ایمانیش عروس بریم

Anaran maskanito ky eima anar harim
Soz kiyarane zin konito eimnis aros barim
انارها را مشكنید ما كی انارخور هستیم؟ اسب سبزه كبود رنگ را زین كنید ما می خواهیم عروس را با خود ببریم

در لرستان، در مراسم عروسی هنگامی كه عروس را به خانه داماد می آورند، مقام «جنگه را» نواخته می شود و در این بین سواران با انجام حركاتی خاص كه در گویش محلی به «قیقاج بازی» معروف است، شادی و هیجان خاصی را به مراسم می بخشند.*

حركات سوار و اسب آن در برابر واكنش به نوای تهییج كننده سرنا برای هر تماشاگری جذاب و دیدنی است. این مقام بیشتر حالتهای چهارگاه را تداعی می كند.
در این هنگام مادر عروس مقداری تنقلات محلی را كه شامل كشمش، گندم بو داده و گردو است به جای شیرینی به سواران، «قیقاج باز» می دهد. در ادامه این مراسم عده ای از اسب سواران در فضای باز جمع شده و به دنبال مرغ، خروس، گوسفند و بز یا در مقابل سنگ و نشانه ای به تیراندازی می پرداختند. در گذشته های پیش تر، «مقام جنگه را» پس از مقام «شاره را»(۶) نواخته می شد.

آن گونه كه ذكر شد مقام «جنگه را» به مقام «سوار هو» نیز معروف است. علت این نامگذاری آن است كه این مقام هنگام بازگشت و فراخواندن سواران از میان صحنه نبرد و جمع آوری سپاه به دستور بزرگان قوم پس از پایان یافتن جنگ و نبرد میان سپاهیان نواخته می شد. در اصطلاح محلی به آن «هو كردن سواران» نیز می گویند.

مقام پاكتلی: pakotali

اسب كش یال بوریت نواسووارش// تك سوار لرسودنی دیارش
Asbekas yal borit nua sowares
Tak soware loveso de ny dyares
یال اسبش را ببرید، مبادا كسی برآن سوار شود. چرا كه تك سوار لرستان دیگر پیدایش نیست.

در لرستان هنگام مرگ بزرگان اسب متوفی را سیاه پوش كرده گردنش را با پارچه سبزرنگی كه به آن «یال پوش» می گویند، می پوشانند و هنگام حركت «كتل» (اسب سیاهپوش متوفی) از منزلگاه به سوی غسالخانه مقام «پاكتلی» نواخته می شود.
درباره وجه تسمیه این مقام نیز می توان اذعان داشت كه از آنجایی كه این مقام موسیقایی در پای «كتل» نواخته می شود به این نامیده شده است. بختیاری:

حضور اسب در فرهنگ عشایر بختیاری به عنوان عنصری مفید و یاریگر به هنگام سور و سوگ نمود عینی بسیاری دارد و به واسطه همین حضور و اهمیت است كه اسب هم در موسیقی سازی و هم در موسیقی آوازی بختیاری جلوه ای زیباشناختی و مستمر دارد.
در انواع آوازها و ترانه های بختیاری به كرات از اسب یاد شده است آنگونه كه در نغمه های عروسی یا «دوالالی» dovalali آمده است:
اسب بور آفلونی بیست و چار میخ ایخوره//سوار و ابید آقا دوماد چی شاهین درایخوره

Asbe bore afeloni bist-o-car mix eixore
Sovar vabid aqa domad ci sahen der eixore.

(اسب زرد رنگ آقا فلانی برای نعل كردن بیست و چهار میخ می خورد، آقا داماد بر آن سوار شده و همچون شاهین می چرخد).
اسب در سوگچامه های بختیاری نمود بیشتری دارد. بسیاری از ادبیات سوگواری به اسب متوفی اشاره ای مستقیم گونه دارد. برای مثال:
ای ددوم سی خاطرم بگو زدنگم //      یكی زاسبم بگو یكی زتفنگم

Ay dado si xaterom bego ze dagom
Ayki ze asbom bego ayki ze tofangom
ای خواهرم، به خاطر من، یكی از ویژگی های اسبم را بگو یكی از ویژگی های تفنگم

در بخش آیین های سوگواری ایل بختیاری نیز اسب حضوری چشمگیر دارد. در آیین «كتل» kotal اسب شخص متوفی را سیاه پوش كرده و تفنگ و فشنگ و حمایل او را به اسب آذین می بندند. در این هنگام یكی از مردان ایل افسار اسب را در درست گرفته و با نوای «ساز چپی»* آرام حركت می كند و سوگواران نیز با خواندن مرثیه یا در اصطلاح لری «گاگریو» gageriv او را همراهی می كنند. در بختیاری گاه به هنگام سوگ، یال اسب متوفی را به نشانه عزا می برند(۷.

در بخش موسیقی سازی بختیاری، مقام «سواربازی» از جمله مقامات حماسی است كه توسط «توشمال»(۸)ها نواخته می شود و اسب ها با نوای ساز و دهل بر سرعت گام های خود می افزایند و واكنش های ریتمیك زیبا و متناسبی را از خود نشان می دهند.

در بختیاری گاه «سواربازی» جنبه تفریح و سرگرمی نیز به خود می گیرد و مردان ایل، در مراسم شادیانه ها به ویژه عروسی ها، به این امر می پردازند. در گذشته های نه چندان دور در بختیاری، سواركاری همراه با نیزه بازی صورت می پذیرفت و سواركار به همراه اسب های تنومند خویش در حالی كه هر یك نیزه ای در دست داشتند به نیزه بازی می پرداختند.

مردان ایل تعدادی تخته خیس شده را به یك اندازه در صفوف حركت سواركاران قرار می دهند به طوری كه هر سوار بتواند با نیزه به آن تخته ها ضربه بزند و چنانچه بیشترین نیزه را به همراه خود ببرد، به عنوان بهترین سواركار ایل معرفی خواهد شد.

قبل از اجرای مراسم سواربازی با نیزه، ابتدا هركدام از سواران به حركات نمایشی انفرادی پرداخته و از این طریق هنر سواركاری خویش را به نمایش می گذارند، سپس «توشمال»ها با ساز و دهل مقام «سواربازی» را می نوازند و اسب ها نیز با شنیدن صدای شادی بخش ساز و دهل، همراه با رقص پاهایی ریتمیك كه بسیار دیدنی و جذاب است، به وجد و تهییج می آیند.

فشرده ای از مقاله« اسب در فرهنگ ایرانی » با پوزش از نویسنده بزرگوار(سردبیری)

منابع:(برای دریافت مقاله  به وبسایت www.dawar.ir)) مراجعه کنید)