حضوراعضای انجمن ساوار وعلاقمندان تاریخ و میراث باستانی در کل چندار شمی
در پی دعوت استاد جعفر مهرکیان سرپرست گروه کاوشهای مشترک(ایرانی- ایتالیایی) درشمی تعدادی از اعضای انجمن ساوار وعلاقمندان تاریخ و میراث باستانی ایذه در محل حضور یافته و در یک روزکاری کاوش ،شاهد تلاش این گروه (ایرانی- ایتالیایی) بودند ودستاورد این گردش پژوهشی در قالب فیلم و عکس و گزارش ،مستند سازی شد .دراین نوشتار قسمتی از این گزارش را می خوانیم:

این کاوش توسط هیات ایرانی- ایتالیایی به سرپرستی جعفر مهرکیان از پژوهشکده باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی و "ویتو مسینا" سرپرست ایتالیایی هیات از مرکز پژوهشها و کاوشهای باستانشناسی تورینو وابسته به دانشگاه تورینو انجام شدهاست.
دکتر مسینا سرپرست تیم ایتالیایی از دانشگاه تورینو – تخصص : دوره پارت ها (اشکانی) کاوشگر سایت هایی در ترکمنستان و عراق

دکتر الکساندرا از دانشگاه تورینو – تخصص : دوره پارت ها (اشکانی) - کاوشهای باستانی عراق

خانم هیلاریا و آقای انریکو دانشجویان دوره دکتری دانشگاه تورینو

خانم روحانی کارشناسی ارشد باستان شناسی:

جعفر مهرکیان، رییس هیات باستانشناسی ایرانی-
ایتالیایی:
«این کاوشهای هدفمند، به شکل تفاهمنامه 5 ساله فیمابین دولتهای ایران و ایتالیایی بسته شدهاست که امسال به پایان میرسد. این کاوشها با هدف دستیابی به آگاهیهای بیشتر از این دوره کم شناخته تاریخ ایران در سرزمین بختیاری نشین میانه زاگرس میانی و همچنین شناخت بیشتر از دوره پس از فروپاشی هخامنشیان تا دوره ساسانی انجام شدهاست ...
تا کنون در این پروژه، مستندنگاری با استفاده از لیزراسکن هوشمند سه بعدی در پرآوازهترین نگارکندهای سنگی و صخرهای این دوره در دشت ایذه همچون نگارکندهای خنگ اژدر، خنگ یارعلی وند و خنگ کمال وند و سپس تنگ سروک در لیکک کهگیلویه و بویر احمد انجام شده است. تاریخ گذاری نگار کند خنگ اژدر دوره الیمایی نیز به اثبات رسیدهاست.
برنامه کاوش در کل چندار شمی با بررسیهای
پیمایشی سال پیش آغاز شد و امسال طی حفاریهای باستانشناسی، سازههای معماری نو
یافتهای کشف شد که آگاهیهای اندک ما را از این دوره افزایش میدهد. 
کشف یک معماری سنگی ویژه این سرزمین با بهره از
سنگهای بزرگ بدون ملات قواره شده، که به شکل صفه و سکوهای تخت جمشید امکان برپایی
بناهای آیینی روی آن را فراهم می کرده است، ما را به یاد برنشانده، سر مسجد، قلعه
بردی درمسجدسلیمان خوزستان می اندازد. 

در این کاوش بررسی شیب زمینهای کل چندار که آستانههای سنگی این سطوح ناهموار به صورت پلکانی و صفههای ناهمطراز در سطحی وسیع است و نیز بررسی ستونهای آجرینی که با ترکیب پنج تا شش آجر مثلثی شکل پوشش انجام شده، از جمله فعالیتهای باستانشناسی هیات ایران و ایتالیا بودهاست.
این بررسیها نشان میدهد که صفههای آجری، میتواند در سکوهای مقدس پرستشگاهی به کار رفته باشد. نشانههای این پرستشگاه، در نقاط مختلف پدیدار میشود و این مهم را که پرستشگران آن دوران افزون بر مصالح بوم آورد، سنگهای ماسهای (marn) - لوح (سنگهای صاف) از سنگهای خاصه تراش سخت دور دست برای پوشش خر پشتهای فضاهای زیر زمینی بهره بردهاند، را نشان میدهد.
این هیات در مدت کوتاه کاوش (با وجود بارندگی غیر قابل پیش بینی) موفق به کاوش در شش نقطه این جایگاه باستانی شدند. سه ترانشه از شش ترانشه روی سکوی اصلی و سه ترانشه دیگر در نقاط مختلف این جایگاه باستانی خاکبرداری شدهاست.
یکی از ترانشههای مهم در این کاوشها، دستاوردهای ترانشه سه است. این ترانشه در گودال ناشی از حفاریهای سوداگرانه به دست آمده که منجر به پدیداری ساختاری تماما آجری با بهره از آجرهای مستطیل شکل شده است. از سوی دیگر آجرهای خشتی و مستطیل شکل در قالبهای 38 در 38 در 7-8 ، 38 در 16 در 7-8 نیز به دست آمده است. کاربری این بنا به گفته یکی از کارشناسان محراب یا سکوی کوچک نیایشی بوده که به دلیل کمبود وقت کاملا پاکسازی نشدهاست.

یکی دیگر از ترانشههای مهم این کاوش، ترانشه یک است. ترانشه یک، بزرگترین ترانشه روی سکوی اصلی یا کاوشگاه اشتاین با پهنای حدود 3 متر نمایی 70 تا 1 متر است که از سنگهای قوارهای بزرگ تهیه شدهاست. این ترانشه روی تراس اصلی قرار دارد. اینجا میتواند شالوده بنایی باشد که دیوارهای آن فرو ریخته و دیگر چیزی از آن باقی نماندهاست.»
گفته میشود که این ترانشه به ترانشه اشتاین، باستانشناس انگلیسی لهستانی تبار معروف است. حدود 77 سال پیش اشتاین در پروژه "الد روتس" از طرف باغملک به مالمیر ( ایذه ) آمد. او قرار بود بعد از ایذه به سمت لرستان برود اما در ایذه تندیس مفرغین مردی را میبیند که روستاییان آن را پیدا کرده بودند. مطالعات کنونی عکسهای موجود در کتابخانه بزرگ بریتانیا و مقایسه با محیط کنونی نشان میدهد که کشف تندیس مفرغین در محوطه ترانشه یک انجام شدهاست.
ترانشه شش، ترانشه مهم دیگری در این کاوش است. در اینجا نیز حفاری سوداگرانه انجام شده و نشانهها از وجود یک آرامگاه خانوداگی خبر میدهد. دیوارههای آن 2.30 در 4 متر بوده و پوشش خرپشتی از سنگهای خاصه ترانش غیر بومی دارد. در واقع گورخانه یا گوردخمهای باستانی است که چندین نفر را به دفعات در خود جای داده و بیش از صد سال مورد استفاده یک خانواده قرار میگرفتهاست. در ترانشه شش، با جایگاه آیینی رو به رو هستیم که ما را با باورهای گذشته آشنا میکند، در اینجا ما با یک گونه از تدفین آشنا میشویم. اتاقکهای مستطیلی شکلی که ساختار آن با مصالح بوم آور، به صورت یک آرامگاه سنگی است.»